محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

47

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

آنجا كه احكام مشركين بر او جارى مىشود درنگ نكند ، بلكه مهاجرت كند و به بلاد مسلمانان درآيد تا احكام ايشان بر او جارى گردد « 5 » » اين اعتبارات دينى مانع آن نشد كه جماعات كثيرى از مسلمانان در بلادى كه مسيحيان از پيكره ميهن اندلسى جدا مىكردند ، همچنان باقى بمانند . زيرا اعتبارات دنيوى و مسائل خانوادگى و انگيزه زندگى مرفه بر هر اعتبارات ديگرى غلبه مىيافت . مسيحيان نيز در آغاز بر مسلمانان سخت نمىگرفتند و آنان مىتوانستند بر طبق شريعت خويش عمل كنند و مدتها در سايه حكومت اسپانيا متمتع از امتيازات بسيار در گونه‌اى از امنيت و رفاه و دور از كشاكشهاى سخت سياسى و قومى زيستن گرفتند ولى هنگامى كه دامنه فتوحات مسيحيان در اراضى اندلس گسترش يافت و شمار باشندگان در اراضى تحت اشغال مسيحيان بسيار شد كليسا نسبت به آنان كينه‌توزى آغاز كرد و به خلاف ايشان قيام نمود و سهل‌انگارى ملوك قشتاله و آراگون را مورد انتقاد قرار داد و آنان را برانگيخت كه سياست انتقام و عنف را جانشين مسالمت و تسامح سازند . از اوايل قرن سيزدهم دستگاه پاپ فرمانهايى بر ضد باشندگان صادر كرد از جمله پاپ اينوكنتيوس ( اينوسان ) چهارم در سال 1248 خايمه اول پادشاه آراگون را فرمان داد كه مسلمانان جزاير شرقى را به بندگى گيرد يا آنان را به كيش مسيحيت دعوت نمايد . ولى خايمه به سخن پاپ اعتنائى ننمود و چون بلنسيه را فتح كرد مسلمانان را اجازه داد كه چون ديگر باشندگان در شهر خود بمانند . پادشاهان قشتاله و آراگون با اين سياست خشن به معارضه برخاستند و علت آن يكى مصالح قومى بود و يكى آنكه باشندگان از ديگر رعاياى پادشاه در عمران و آبادانى بلاد خود سعى بيشتر به كار مىبردند و باج و خراجهاى مقرر را بهتر و بيشتر مىپرداختند و در علم و هنر بر ديگران برترى داشتند و

--> ( 5 ) . عنوان اين رساله چنين است : « كتاب اسنى المتاجر فى بيان احكام من غلب على وطنه النصارى و لم يهاجر و ما يترتب على ذلك من العقوبات و الزواجر » اين رساله شامل ده برگ است ، در مجموعه‌اى بدون عنوان . در كتابخانهء ديراسكوريال به ( شمارهء 1758 الغزيرى ) نگهدارى مىشود . در پايان اين مجموعه تاريخ سال 896 هجرى ( برابر با 1490 م ) آمده است .